خبرنامه | ثبت‌نام در بخش فیلم‌ها

تاريخ ارسال: ۱۳۸۵/۰۷/۰۱
زنی با عینک آفتابی؛ گزارشی که قرار بود خبری باشد

شکوفه داور نژادمرضیه ریاحی
اول ماه مهر همیشه یک حس خوبی به آدم می دهد. چون یادآور روزی است که برای نخستین بار قلم به دست گرفتیم. روزی که یاد می گیریم یک جور دیگر از چشم هایمان استفاده کنیم و چراغ ها و نشانه ها را ببینیم و بخوانیم. همیشه به ما گفته اند ماه مهر، ماه مهربانی است. و درست به همین دلیل دیدن راف کات های مستند بی نام، شکوفه داور نژاد، همه این قاعده  را بهم می ریزد.
شکوفه داور نژاد یکی از 7 فیلمساز زن نابینایی است که در پروژه ای با طراحی محمد شیروانی و به تهیه کنندگی مرکز گسترش سینمای مستند و تجربی، از زندگی شخصی اش مستند ساخته است.
محمد شیروانی از میان 150 نفری که با آگهی در مجله «ایران سفید» برای گذارندن ورک شاپ سینمایی او شامل دوره های؛ قصه نویسی، فیلمنامه نویسی و کارگردانی به موسسه «عصای سفید» آمده اند، 15 نفر را انتخاب کرده است که 5 نفر از آنان بعد از گذراندن دوره قصه نویسی کلاس ها را ترک کرده اند و 10 نفر باقیمانده قرار است هر کدام یک مستند کوتاه از زندگی شخصی شان بدون استفاده از شخص دیگری، بدون نورپردازی، طراحی صحنه، درام کاذب، داستان غیرواقعی، سه پایه و مانیتور (برای فیلمسازان کم بینا) بسازند. که در نهایت 7 فیلم برتر، در پروژه 7 فیلمساز زن نابینا شرکت داده خواهند شد.
مستند شکوفه داور نژاد که در مرحله راف کات است، یکی از این 7 مستند است. تنها زنی که در میان 8 فیلمسازی که در جلسه حضور داشتند عینک آفتابی به چشم داشت. و من هیچ نمی دانستم به آن زن، آرامی که درست روبرویم نشسته، چه گذشته است. با وجود اینکه بقیه مستندهای ساخته شده این پروژه را ندیده ام اما مطمئنم، مستند شکوفه داور نژاد نمونه  بی نظیری است. مستندی فوق العاده صریح، بی واسطه و تاثیرگذار که به معنای واقعی «سینماحقیقت» را در ذهن تماشاگر ترسیم می کند.
شکوفه داور نژاد، چند سالی است که به دلیل تزریق «جنتامایسین» در شبکیه چشمش توسط دکتری که بعدها اعتراف کرده است یک لحظه تحت تاثیر جنون این کار را انجام داده، بینایی اش را از دست داده است.
و تمام حسرت این زن از این است که آن دکتر همچنان مشغول کار است و تمام شکایت ها و اعتراض های او بی نتیجه مانده است. داور نژاد در فصلی از مستندش سراغ آن دکتر می رود و دوربین مخفی این زن نابینا، تصاویری را جلوی روی تماشاگر می گذارد که بی اندازه تکان دهنده است. این فصل از مستند داور نژاد، بی اغراق جزو معدود فصل های درخشان سینمای مستند دهه ی اخیر است.
و چه غمی است که درست روبروی زنی که غم چشمانش را پشت عینک آفتابی پنهان کرده، تصاویری را ببینی که با وجود تکان دهنده بودنشان، تنها، تصویری از واقعیت اند.
شکوفه داور نژاد پس از نمایش فیلمش می گوید، چشم هایش قابل درمان اند. او اگر بتواند دیه اش را از آن دکتر بگیرد، می تواند برای درمان چشم هایش به آمریکا برود.
محمد شیروانی هم اظهار امیدواری می کند که با نمایش این مستند، داور نژاد بتواند ۴0 میلیون هزینه این درمان را فراهم کند. داور نژاد، سینما را حربه ای می داند که به وسیله آن توانسته است به مردم بگوید چنین دکتر بی وجدانی وجود دارد. او از ساخت مستندش احساس رضایت می کند و امیدوار است حقش را بگیرد.

نظرات خوانندگان
نام:
ايميل:
وب‌سايت:
متن نظر: